در «درون زیستن» و «خون گریستن»! /1264
هر پگاه نو با یک نگاه نو
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 1264)
در «درون زیستن» و «خون گریستن»!
«ماه» تنها و «بی همراه»،
در غیابِ «زرّینۀ مهر» بر فرازِ «سینۀ سپهر» می درخشد
و «انوارِ سیمگون» و «شَرارِ شبیخون» خود را
«بی دریغ و بی امان» از «ستیغِ آسمان»،
بر «پیکرِ سرد و سیاه» و «بسترِ بَردِ شبانگاه» می پاشد.
همۀ «کَبکبۀ کوکب» هم اگر بر «دَبدبۀ شب» «برآشوبد»،
نمی تواند با «اهورای نور»،«هیولای شبِ دَیجور» را «درهم کوبد»!
ماه از «تنهایی نمی ترسد» و از «یکتایی نمی هراسد».
او «به نیکی»،نبرد با «تاریکی» را «آزموده»
و راه های «بی کَسی» و «بی همنفَسی» را «پیموده»است.
«اصالتش شب گریزی» و «رسالتش ظلمت ستیزی»است.
ماه به ما می آموزد که در «نشرِ آگاهی» و «حَشرِ دادخواهی»،
و در «افشاندنِ بذرِ نور» و «نشاندنِ جذرِ شعور»،
نه باید از «جفای یار ترسید» و نه از «قفای اَغیار هراسید»!
چه زیباست در «قفسِ تنهایی» و «محبسِ تنگنایی»،
در «درون زیستن» و «خون گریستن»!
#شفیعی_مطهر
--------------------------------------
شَرار: جرقّه،شرر،آن چه از آتش به هوا بپرد
شبیخون :شب تازی،حمله ناگهانی شبانه به دشمن
ستیغ: قلّۀ کوه،بلندی سر کوه،چکاد
بَرد: سرما، سردی،ضدِّ گرما
کَبکبه: عظمت و شکوه و شکت و جاه و جلال
دَبدبه: سر و صدای موکب سلاطین و بزرگان در حال حرکت،جلال و شوکت
حَشر: برانگیختن،گردآوردن مردم
جذر: ریشه،اصلۀ درخت
قفا: پس سر، پشت گردن
اَغیار: بیگانگان، دیگران،جمع غیر
کانال رسمی تلگرام گاه گویه های مطهر