سخن مطهر

بخشی از مقالات،سروده ها،روزنوشت ها و تالیفات سیدعلیرضا شفیعی مطهر

سخن مطهر

بخشی از مقالات،سروده ها،روزنوشت ها و تالیفات سیدعلیرضا شفیعی مطهر

با جور و جمود و جهل باید جنگید
تا پاک شود جهان از این هرسه پلید
یا ریشه هر سه را بباید خشکاند
یا سرخ به خون خویش باید غلتید

بایگانی

۲۹ مطلب در آذر ۱۴۰۳ ثبت شده است

#طنزسیاهنمایی.819

حاکمی با پذیرش اصلاحات،حکومتش را از سقوط نجات داد!

گفت: اگر حاکمان خودکامه‌ای چون محمدرضا پهلوی،معمّر قذّافی،صدّام حسین و بشّار اسد و...زودتر صدای مردم را شنیده بودند،آیا به چنین سرنوشتی دردناک و مفتضحانه دچار می‌شدند؟

گفتم: قطعاً اگر کمی هُشیارتر بودند و گوشی شنوا و عقلی مدبّر داشتند،این چنین رسوای تاریخ و جهان نمی‌شدند!

گفت: من امروز می‌خواهم یک نمونۀ موفّق از حاکمی که موقع‌شناسانه صدای رسای مردم جامعۀ خود را شنید و خود و نظام خود را از خطر سقوط رهایی بخشید،برای تو بازگویم.

گفتم: بفرما،بگوشم!

گفت: پس از موج بهار عربی در تونس و مصر، در مراکش شاهد بودیم که پادشاه به سرعت دست به اصلاحات اساسی و بدون مجامله و اتلاف وقت زد.
نخست، شورایی انتخاب کرد که به بررسی و اصلاح قانون اساسی بپردازند. انتخابات آزاد برگزار کرد، اسلام‌گراها در انتخابات پیروز شدند، و سرنوشت کشور از سال ۲۰۱۲ تا به امروز در اختیار آن‌ها قرار گرفت. منتها پادشاه گفت سه مسئولیت او، که در واقع به قول عرب‌ها همان سهم شیر بود، برای او بماند:

فرماندهی کلِّ قوا، فرماندهی اطّلاعات و امنیت ، و رهبری دینی به عنوان امیرالمومنین!

محمّدبن‌عیسی یکی از وزرای پیشین مراکش می‌گفت:

«دیر وقت شب نهم مارس ۲۰۱۱ در هتلی در پاریس بودم. وقتی سخنان محمّد ششم پادشاه مراکش را شنیدم، از شوق با صدای بلند گریه کردم. نگران کشور و ملّتم بودم. از آینده هراس داشتم. ساعتی گریه کردم. خدا را شکر کردم. کشور و ملّت ما دچار ویرانی و انشقاق و نفرت نمی‌شود.»

محمّد ششم در واقع ظرف دو هفته به جمع‌بندی رسیده بود، که با خواست مردم -به ویژه جوانان- موافقت کند و کشور و حکومت را در مسیر اصلاح محاسبه شده و سنجیده قرار دهد.
در مراکش، به محض این که حکومت دید در روز بیست فوریه سال ۲۰۱۱ مردم تظاهرات کرده اند، با تدبیر و درایت و سرعت بر موج تظاهرات نشست و خواستۀ مردم را به رسمیّت شناخت. به تعبیری، در حقیقت انقلاب را با تور اصلاح قانون اساسی شکار کرد!

بدین ترتیب، با حرکتی نرم و زمان‌شناسانه، موج بهار عربی در مراکش مهار شد. شما هر سال که به مراکش بروید، از حجم سرمایه‌گذاری و توسعۀ کشور، به شگفتی خواهید آمد. میلیاردها دلار از کشورهای عربی و اسلامی در مراکش صرف ساخت هتل، ساختمان‌های مسکونی و شرکت‌های صنعتی و کشاورزی و خدماتی و تجاری شده است. بازار مراکش برای جوانان افریقایی که از قاره سیاه می‌آیند، بازار کار است. در دارالبیضاء دیدم برای آن‌ها بازارچه‌هایی ساخته‌اند تا در کنار خیابان‌ها دست‌فروشی نکنند، این یعنی نشانۀ رونق نسبی اقتصادی در کشور.
تمام سخن این بود که محمّد ششم، صدای مردم را به موقع شنید، و پاسخ منطقی و به هنگام داد. انتخابات آزاد برگزار شد، حزب عدالت و توسعه اکثریّت آراء را به دست آورد. دولت و حکومت، و نهادهای نظامی و امنیّتی، در امر انتخابات مصلحت‌اندیشی‌های خود را دخالت ندادند. جامعه آرام گرفت، نتیجۀ انتخابات دستکاری شده نبود، و در نتیجه وجدان عمومی جامعه قانع شد.
اگر بشّار اسد هم همین کار را انجام داده بود بی‌تردید حکومت سوریه سقوط نمی‌کرد.

(با استفاده از مقالۀ سیدعطاالله مهاجرانی)

گفتم: ای کاش همۀ حاکمان خودکامۀ جهان از سرنوشت‌های متفاوت این پادشاه دوراندیش با دیگر خودکامگان خودخواه متکبّر درس عبرت می‌گرفتند و خود و نظام حکومتی و جامعه را از فروپاشی و تباهی نجات می‌دادند!

گفت: متاسّفانه در برابر این خودکامگان هر کس زبان بگشاید و دلسوزانه درد دل نماید،حاکم او را دیوانه می‌نامد!

می‌گویند خودروی ﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ، ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﻳﮏ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪ ﻭ راننده ناگزیر ﻫﻤﺎن جا ﺑﻪ ﺗﻌﻮﻳﺾ ﻻﺳﺘﻴﮏ پرداخت.

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﻬﺮﻩﻫﺎﯼ ﭼﺮﺥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺁن‌ها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﻮﯼ ﺁﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺁﺏ ﻣﻬﺮﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ .
ﺯﻥ ﺣﻴﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ . ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﺭﺍ ﻫﻤﺎن‌جا ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻬﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺑﺮﻭﺩ .
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﻴﻦ، ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻧﺮﺩﻩﻫﺎﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ می‌دید،ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﺯ سه ﭼﺮﺥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺎﺷﻴﻦ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻳﮏ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎﺯﮐﻦ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺭﺍ ﺑﺎ سه ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺳﯽ .

ﺁﻥ ﺯﻥ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﯽ ﺍﻭ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺯﺍﭘﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ!!!
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :

‏ﺧﻴﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪﺍﯼ ﺑﻮﺩ . ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺗﻮ را در ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍخته‌اند؟؟؟
دیوانه لبخندی زد گفت:
من دیوانه هستم،ولی احمق که نیستم!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۰۳ ، ۱۲:۲۶
سید علیرضا شفیعی مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر (فرگرد 2231)

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

ما «مایه‌ای بهتر» و «سرمایه‌ای برتر» از «زمان» نداریم.

بنابراین ما در ازای ازدست‌دادن هر «لحظه» و هر «لمحه» از زمان

باید «کالایی ارزشمندتر» و «کیمیایی باافرندتر» به دست آوریم.

اگر چنین است به «فهمِمان ببالیم» وگرنه از «وَهمِمان بنالیم»!

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

لمحه: یک بارنگریستن،یک چشم برهم‌زدن

افرند: فرّ و شکوه،زیب و زیبایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۰۳ ، ۱۷:۲۵
سید علیرضا شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی.818

مذاکره میان من با دشمن!

گفت:چرا ما 46 سال است برای حلِّ اختلافات و از برقراری رابطۀ درست و عادلانه با آمریکا طفره می‌رویم؟

گفتم: آخر برخی از ساده‌اندیشان مذاکرۀ ما و آمریکا را گفتگوی میان میش و گرگ می‌پندارند.

گفت: اولاً ما شیریم،نه میش! ثانیاً اگر گفتگو و صلح ما با آمریکا،مذاکرۀ میش و گرگ است، آیا جنگ میان میش و گرگ بخردانه است؟

گفتم: حالا تو چه پیشنهادی داری و برای نظر و پیشنهاد خود چه مستنداتی ارایه می‎دهی؟

گفت: در این 46 سال صدهامیلیارد دلار زیان اقتصادی ناشی از عدم رابطه با آمریکا و به خاطر فعّالیّت‌های هسته‌ای بر ما تحمیل شده،در حالی که این سیاست غیرعاقلانه برای ما هیچ دست‌آوردی نداشته است!

شواهد تاریخی متعدّدی داریم که کشوری با درایت حاکمان وقت خود از جنگ و خرابی و ویرانی در امان مانده است.

مثلاً تاریخ به ما می‌گوید چین چگونه از حمله اسکندر در امان ماند؟

 پاسی از شب گذشته بود که اسکندر به چین رسید. دمی که برآمد دربان بدو گفت:
فرستادۀ پادشاه چین بر در است و بار می‌خواهد.
او را به درون آوردند.
بایستاد و گفت: چیزی که برای گفتن آن آمده‌ام برنمی‌تابد که دیگری نیز بشنود.
اسکندر حاضران را مرخّص کرد و شمشیر آخته برگرفت و گفت: بگو هر چه می‌خواهی.

*گفت: من پادشاه چینم، نه فرستاده او.*
اسکندر گفت: چه شد که از جان باک نداشتی و به نزد من آمدی؟
گفت: چون ما را از پیش، دشمنی نبوده، *و از کشتن من در اینجا بهره‌ای نخواهی برد*.

اسکندر دانست که مردی بخرد است. پس گفت:
باج سه سال چین را می‌خواهم تا بروم.
گفت: بپذیرم. اما مردم من، مرا بکشند که چنین ثروتی به تو داده‌ام.
اسکندر گفت: اگر باج دو ساله بستانم چه شود؟
گفت: بهتر باشد و گشایش بیشتر.
اسکندر گفت: اگر به یک سوم درآمد سالانه تو بسنده کنم چه؟
*بپذیرفت. و سپاس گزارد، و برفت.*

بامداد که شد سپاهی گران از چینیان گرداگرد اسکندر را بگرفته بود. چنان که او و سپاهش از نابودی بترسیدند. *اسکندر، شاه چین را بخواست و گفت: نیرنگ زدی؟*
شاه چین گفت: نه. این سپاه را آوردم تا بدانی که اگر با تو بر صلح نهادم از ناتوانی من نبود.

اسکندر را خوش آمد و گفت:

چون تو مردی هرگز خوار نشود و باج نپردازد. از گرفتن باج درگذشتم و می روم.
شاه چین گفت: زیان نخواهی دید.
اسکندر از چین بازگشت.

چین تنها سرزمینی بود که از هجوم اسکندر ویران نشد. زیرا فرمانروای چین تا دیر نشده *با آن جهانگشای مغربی وارد مذاکره شد.*
این کمترین فایده مذاکره با دشمن است.
میهن و مردمانش می‌ستایند آن کس را که با تدبیر نیکو شرِّ جنگ را از سر میهن بگرداند. آن کس که دمی آرامش به این ملّت برساند.(محمود فاضلی‌بیرجندی)

گفتم: این تنها موردی است که من نمی‌توانم رنگی از #سیاهنمایی در آن بیابم!

گفت: نه،جان من! ذرّه‌بین بنداز و یک واژه‌ای و اصطلاحی نیشدار پیدا کن و مثل همیشه به من گیر بده!

گفتم:برای این که مخاطبان بهانه‌ای برای یک لبخند داشته باشند،کمی #سیاهنمایی کن! آخر عادت کردیم! ترک عادت موجب چیست؟!

گفت:مرض!!

گفتم:ممنون! حالا اگر یک جوک برای طنز نیاری،مخاطبان برایت اعصاب نمی‌گذارند!

گفت: دیگر کسی نمی‌تواند روی اعصاب من راه برود!

گفتم: چرا؟

گفت:چون روی چیزی که وجود ندارد، نمی‌شود راه رفت!!

گفتم: آخرش باز هم #سیاهنمایی کردی؟

شفیعی مطهر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۳ ، ۱۲:۰۲
سید علیرضا شفیعی مطهر

☘️گزین‌گویه‌های مطهر ☘️.(فرگرد 2230)

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

انسانی که چشم‌به‌راه «کسی» و «فریادرسی» است،

تا «معنای حیاتش» و «معمّای مشکلاتش» را حل کند،

همانند کسی است برای گذر از «عرض رود» بدون «فرض فراز و فرود»،

منتظر است تا «آب‌های جاری» و «خیزاب‌های مجاری» بخشکد!

شفیعی مطهر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۰۳ ، ۱۶:۳۱
سید علیرضا شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی 817

اوضاع عالی است،ولی خزانه خالی!

گفت: آقای دکتر پزشکیان می‌فرمایند:

«در برق و آب و گاز و بنزین و پول مشکل داریم، ولی می‌گویند دست نزن!»

گفتم: خب، درست می‌فرمایند.وقتی خزانه خالی است ،ایشان چه‌کار کنند؟

گفت: ولی همزمان آقای نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان می‌گوید: ۷۷ میلیون دلار تقدیم شده به خانواده‌های لبنانی. تشکُّر می‌کنیم از جمهوری اسلامی... که این حمایت وسیع را انجام دادند (۱۵ آذر ۱۴۰۳)

گفتم: خب، چرا تعجُّب می‌کنی؟ ما همیشه خلّاق بوده‌ایم! خزانه که خالی باشد، ولی دل‌ها پر است!

گفت: دل پر باشد که نان نمی‌شود!

گفتم: چرا نشود؟ یک نگاه به سفرۀ برادران لبنانی بینداز، نانشان به روغن است! لابد روغنش هم وطنی است!

گفت: ما که خودمان روغنمان به تهِ ماهی‌تابه رسیده!

گفتم: تو افق دیدت را گسترش بده، عدالت این است!داداش، عدالت یعنی وقتی خزانه خالی است، دل تو و جیب بعضی‌ها پُر باشد،مهم نیست!! اینجا فقیر شدن یک وظیفه است، نه یک مشکل!

گفت: پس عدالت جهانی یعنی از جیب ما، نان برای آن‌ها؟من جواب شکم گرسنۀ زن و بچّه‌ها را چه بدهم؟

گفتم: هر وقت درماندی بیا فرش خانۀ ما را ببر و بفروش و سور و سات سفره را جور کن!

گفت: الان بیاییم؟!

گفتم:الان نه! هر وقت درماندی!

گفت: دیروز رفتم بانک روی دسته صندلی نوشته بود :

وقتی زلزله شد پشت صندلی را نگاه کنید!

پشت صندلی را نگاه کردم!

نوشته بود :الان که نه، خره!وقتی زلزله اومد!!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟

شفیعی مطهر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۰۳ ، ۱۴:۱۶
سید علیرضا شفیعی مطهر

☘️گزین‌گویه‌های مطهر ☘️.(فرگرد 2229)

 ☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

هیچ یک از «رویدادهای زندگی» بدون «بروندادهای ارزندگی» نیست.

هیچ رویدادی هر چند «تکلُّفی» هم باشد،«تصادفی»نیست.

هر «پیشامد سخت» با هر «بسامد سرسخت»،

می‌تواند «نردبان بهروزی» و «پلّکان پیروزی» باشد.

باید «حقیقت را دریابیم» و از هر «طریقت به سوی آن بشتابیم».

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

بسامد: تکرار،وفور،تردُّد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۰۳ ، ۱۲:۰۴
سید علیرضا شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی.816

🔺خشک‌سالی خزانی در ایران!!

گفت: براساس پیش‌بینی سامانه‌های جهانی هواشناسی، گسترۀ ایران به احتمال ۵۰ تا ۷۰ درصد در پاییز سال ۱۴۰۳ خشکسالی و کاهش چشمگیر بارندگی را تجربه می‌کند.
🔹یک‌سوم از بارندگی سالانۀ ایران در فصل پاییز رقم می‌خورد و خشک‌سالی در این فصل به‌معنای کاهش ۱۰۰ میلیارد متر مکعبی آب ورودی کشور است.
🔹با این آب می‌توان آکواریوم فرضی به مساحت تهران و ارتفاع ۳ برابر برج آزادی را پر کرد./فارس

گفتم: در اینجا مردم و مسئولان دو نوع وظیفه بر عهده دارند. وظیفۀ مردم صرفه‌جویی و پرهیز از اسراف و وظیفۀ مسئولان ارائۀ طرح‌های علمی و عملی برای تولید و مدیریت مصرف آب و انرژی است.

ما مردم ایران چاره‌ای جز صرفه‌جویی در مصرف همه چیز بویژه آب و انرژی نداریم و این کار نیاز به فرهنگ‌سازی درازمدّت دارد. همۀ رسانه‌ها بویژه صداوسیما در زمینۀ فرهنگ‌سازی نقشی عمده بر عهده دارند.

گفت: فرهنگسازی روندی طولانی و درازمدّت دارد.بسیاری از مسئولان ما عاشق کارهایی هستند که زود به ثمر برسد و بتوانند آن را به رخ مردم بکشند! کمتر به سوی اجرای طرح‌هایی می‌روند که ثمردهی آن طولانی و ارائه و مشاهدۀ ثمرات آن کمرنگ باشد.برخورد بیشتر مسئولان ما در رفع بحران‌ها و آسیبب‌های اجتماعی و مادی و معنوی مانند زدودن اثر ریختن نمک روی فرش است!

مسئولان ما بهترین راه جمع‌کردن نمکی که روی فرش ریخته این است که آن را با دست می‌زنند پخش می‌کنند که فعلاً دیده نشود!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۰۳ ، ۱۵:۳۰
سید علیرضا شفیعی مطهر

سوادآموزی هردمبیلی!! 

قصّه‌های شهر هرت،قصّۀ 202

 شفیعی مطهر

کم‌کم آثار پیری و حواس‌پرتی و بیماری فراموشی ،حال و احوال اعلی‌حضرت هردمبیل را پریشان و آشفته کرده بود.ولی او همچنان با حرص و ولع دست از قدرت و سلطنت برنمی‌داشت.تا سرانجام صدراعظم و شارل شرلی مستشار سیلگنایی دیدند هردمبیل هر روز دسته‌گلی به آب می‌دهد و آبروی سلطنت را می‌برد. بنابراین روزی به محضر ملوکانه باریافتند و مسئلۀ ولی‌عهدی هردمبیلک را پیشنهاد کردند. پس از بحث و گفتگوی بسیار سرانجام پذیرفت تا طیِّ آیینی ویژه ولی‌عهدی هردمبیلک را رسماً اعلام کند. ولی مسئلۀ کم‌عقلی و کودنی و بی‌سوادی هردمبیلک بود.ناگزیر قرار شد معلّمی ویژۀ هردمبیلک را به دربار فراخوانند تا مدّتی او را سواد بیاموزد.
هردمبیلک که از فضل بزرگان حاصلی نداشت، اما از فضلۀ آنان حاصل‌ها،دفعتاً شد دانش‌آموز مدرسۀ دربار.آقای معلّم وقتی عقل و هوش و ادب و تربیت هردمبیلک را سنجید،دریافت که او
چون فنون حکومت را نمی‌داند،شهر هرت را ویران می‌کند.
چون تدبیر نمی‌داند،جامعه را بدبخت می‌کند.
خواست به او علم و هنر و تدبیر بیاموزند،دید درک و فهمی ندارد جز بازی‌گوشی و هوس‌بازی.

روزی معلّم به او گفت: ای شاهزادۀ ولاتبار، این ترکیب را فرابگیرید: 

«ضَرَبَ زیدٌ عَمرواً.» ضَرَبَ فعل است و زیدٌ فاعل است و عَمرواً مفعول و معنی آن این است که زید، عمروا را زد.
ولاحضرت هردمبیلک پرسید: «مگر عمرو گناهی کرده بود که بر او حد لازم شده بود؟»
معلّم گفت: «نه قربان، این مثالی است که در علم نحو آورده‌اند تا قاعدۀ نحوی معلوم گردد نه آن‌که واقعاً زدنی صورت گرفته باشد.»
شازده هردمبیلک گفت: «نیروی امنیتی و نظامی و انتظامی را طلب کنید تا بروند و زید را دست‌وپا بسته بیاورند که مردی طالب علم گواهی می‌دهد که او عمرو را زده است.»
معلم گفت: «ای والاحضرت بزرگ و بزرگ‌زاده! این واقعه را واقعیّت و حقیقتی نیست.»
لطفاً بی‌خیال زید و عمرو و زدن و خوردن شوید! بیهوده‌ غلطی کردم من!
شازده در قهر و خشم شد و گفت:

«حتماً تو از این زید رشوه گرفته‌ای و می‌خواهی این مهم را درهم‌ پیچیی».
بنابراین دستور داد که معلّم را به جرم امنیتی (تضعیف و تخریب وضعیّت و ترویج خشونت) به زندان اندازند و از او نیک بازجویی گردد.

سرانجام ماموران پس از روزها و هفته‌ها دوندگی نتوانستند اشخاصی به نام عمرو و زید را پیدا کنند! سرانجام معنی مثال را فهمیدند. وقتی شاهزاده بی‌گناهی معلم و معنای مثال را فهمید، به رئیس امنیّتی دربار دستور داد معلّم را آزاد کند. ولی رئیس امنیّتی در پاسخ گفت:

والاحضرتا! اکنون دیگر نمی‌توانیم معلّم بی‌گناه را آزاد کنیم،چون خودش زیر شکنجه بازجویی به جرم خود معترف گشت و عوامل پشت پرده و روی پرده را فاش کرده !!و اعتراف او از رسانه‌ها اعلام شده است!
  کم‌کم کار بالاگرفت و خبر به اعلی‌حضرت هردمبیل رسید. شاه،صدراعظم و شارل شرلی را احضار و از آنان چاره‌جویی کرد. شارل شرلی این رویداد جالب استالینی را برای سلطان تعریف کرد.

روزی یک هیئت از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بود. بعد از جلسه استالین متوجّه شد که پیپ‌اش گم شده است. از رئیس «کا.گ.ب» خواست تا ببیند آیا کسی از هیات گرجی پیپ او را برداشته یا نه. 

بعد از نیم ساعت، استالین پیپ‌اش را در کشوی میزش پیدا کرد و فهمید که از اول اشتباه کرده است .بنابراین از رئیس «کا.گ.ب» خواست که هیئت گرجی را آزاد کند.

رئیس «کا.گ.ب» گفت: متاسّفم رفیق، تقریباً نصف هیئت زیر شکنجۀ بازجویی اقرار کرده‌اند که پیپ را برداشته‌اند و بقیّه هم موقع بازجویی زیر شکنجه مُردند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۰۳ ، ۱۵:۰۱
سید علیرضا شفیعی مطهر

☘️گزین‌گویه‌های مطهر ☘️.(فرگرد 2228)

«فرار ذلّت‌بار بشّار اسد» حتّی بدون «فشارِ مُشت و لگد»،

بار دیگر سرنوشب سیاه یک «خودکامۀ دون» را در «کارنامۀ گردون» به تصویر کشید.

هر «خودکامه» تا «کامه» می‌راند،

نه «گوشی برای شنیدن» دارد و نه «هوشی برای اندیشیدن»،

خودکامگان در «نهانِ گورِ وهم‌اند» و جز «زبان زور نمی‌فهمند»!

در تاریخ بشر در هر «عبارتی،عبرتی» است و با هر «فراستی،فرصتی»!

هیچ «جمله‌اش جمیل» نیست و هیچ «قُلّه‌اش،قلیل».

خودکامگان در برابر هر صدایی از «ترس می‌سوزند»،ولی از آن «درس نمی‌آموزند»!

اینان «سرشتی جز خون‌خواری» و «سرنوشتی جز خواری» ندارند.

در توهُّم قدرت تا «پایِ دار،پایدار»اند و تا «سرِ دار،سردار»!

شفیعی مطهر

دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین‌گویه‌های مطهر

https://t.me/nedayemotahar

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۰۳ ، ۱۶:۵۳
سید علیرضا شفیعی مطهر

 #طنزسیاهنمایی.815

دیگر این طرف‌ها پیدایت نشود!!

گفت: چرا ایران ده‌ها میلیارد دلار از پول این ملّت را خرج فلسطین و لبنان و سوریه و یمن و... می‌کند؟
گفتم:آدم باید وقتی تمکُّن مالی دارد ،به دیگران هم کمک کند.
گفت: بله ،وقتی تمکُّن مالی دارد. نه وقتی که حدود 70 درصد مردم ایران زیر خطِّ فقرند، حقوق این ملّت را بدون اجازۀ خودشان خرج دیگران کنند!

گفتم: ایران یکی از 5 کشور ثروتمند دنیاست! چرا می‌گویی تمکُّن مالی نداریم؟

گفت: بله! بالقوّه ثروتمندترین هستیم،ولی وقتی مدیران بی‌کفایت ما که نه عقل معاش دارند و نه برنامه‌ای برای تلاش، نمی‌توانند این پتانسیل عظیم را بالفعل درآورند.

این هزینه‌های مُسرفانه و شرعاً حرام، مثل این کار ساده‌لوحانۀ من است.

دیروز رفتم مرکز خون یک کیسه خون دادم !

بعداً دو کیسه خون به من زدند تا به هوش آمدم!

طرف گفت: دیگر این طرف‌ها پیدایت نشود!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟

شفیعی مطهر

دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین‌گویه‌های مطهر

https://t.me/nedayemotahar

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۰۳ ، ۱۴:۳۷
سید علیرضا شفیعی مطهر